
مسجد جامع خواجه تاجالدين عليشاه در تبريز که زمانيبه نام «ارک عليشاه» معروف بود و امروزه موسوم به «مصـلاي امام خمينـي (ره)» اسـت تاريخچهاي پرحادثه دارد. اين مسجد در اوايل قرن هشتم به دست خواجه عليشاه، وزير سلطانمحمد خدابنده (اولجايتو)، در زميني به مساحت تقريبي ده هکتار به طرزي باشکوه بنا گرديد؛ سفرنامهنويسان و مورخيني که آن را از نزديک مشاهده کردهاند، مانند ابنبطوطه و ديگران، با تجليل بسيار از آن ياد کـردهاند؛ به تعبيـر محمود بن محمد آقسرائي، مؤلف کتاب مسامرة الاخبار، که آن را در 723هـ.ق تأليف کرده مينويسد: «مسجد جامعي که تاجالدين عليشاه در تبريز اساس نهاده است غير از مسجد جامع دمشق مثل آن در جهان نيست.»(1)اين مسجد باعظمت حدود سيصد و پنجاه سال مرکز تجمع مؤمنين و نمازگزاران بود، امّا متأسفانه در سال 1045هـ.ق در حمله عثمانيها به تبريز آسيب ديد و قسمت اعظم آن ويران شد و پس از آن نسبت به تعمير و احياي آن اقدامي صورت نگرفت. اين بنا در عهد قاجار به قورخانه و محل نگهداري ابزار ومهمات جنگي تبديل شد و بهتدريج به نام «ارک عليشاه» شهرت يافت. اين مکان شريف که روزگاري مديد جايگاه مناجات بندگان صالح خدا با معبودشان بود در دوران سلطه شاهان قاجار و خصوصاً دودمان منحوس پهلوي گاه به صورت مزبله وجولانگاه حيوانات و گاه به عنوان گورستان و در اواخر حکومت پهلوي با احداث ميخانه و مراکز عياشي به تفريحگاه و محل ميخواري و خوشگذراني تبديل شده بود.با پيروزي انقلاب اسلامي و برچيده شدن مراکز فساد، اين مرکز که به نام قلعه و ارک عليشاه در بين مردم شهرت يافته بود به صورت يک اثر باستاني متروک و بلااستفاده درآمد تا اينکه پس از انتصاب حضرت آيتاللّه العظمی حاج شيخ مسلم ملکوتي از سوي امام خميني (ره) به امامت جمعه تبريز و نمايندگي امام در آذربايجان، معظمله که علاوه بر جایگاه رفیع علمي در زمينههاي فقه و اصول و فلسفه، در زمينه تاريخ اسلام و ايران نيز اطلاعات گسترده و وسیعی دارند اعلام نمودند که ارک عليشاه، ارک نيست، و همان مسجد جامع عليشاه است و بايد به صورت مسجد درآيد. ايشان مدعاي خود را از طريق مستندات تاريخي و نيز شواهد موجود از جمله محراب برجايمانده آن اثبات نموده و پس از سيصد و پنجاه سال مجدداً اين مکان مقدس را به حال اوليه خود بازگرداندند و کتابي به نام مسجد مسجد شد در دو جلد شامل سير تاريخي و تحولاتي که در طول هفت قرن بر اين مسجد رفته است تأليف و منتشر ساختند. محل مزبور که 63 هزار مترمربع مساحت دارد و اينک مصلاّي امام خميني (ره) ناميده ميشود، محلّ برگزاري نماز پرشکوه عبادي سياسي جمعه است و طرحي براي احداث بناي آن در نظر گرفته شده است. منبع مالي اجراي اين طرح موقوفات فراواني است که آيتاللّه العظمی ملکوتي در طول مدت چهارده سال اقامتشان در تبريز با همکاري برخي ادارات و نهادها و اشخاص خيّر تهيه نموده و پس از تملک، وقف بر مصلاي امام نموده اند. گفتني است با اينکه ايشان از سوی حضرت امام خميني (ره) اجازه خاص جهت صرف وجوهات شرعيه در اين زمينه داشتند، هيچ يک از موقوفات مزبور را از طريق وجوهات شرعيه تهيه نکردهاند. متن وقفنامه معظم له بدين شرح است:
بسماللّه الرحمن الرحيم
هو الواقف علي الضمائر والسرائرالوقوف علي حسب ما يوقفها اهلها. الحمدللّه الّذي قدّر أن يصنع بنيآدم عملاً لاينقطع بموته و يصل اليه في دار البقا اثره و ثوابه بعد فنائه و مکّنه من أن يدّخر في حياته من ماله ليومه الّذي لاينفع فيه مال و لا بنون و شرع له ان يجعل في داره الفاني ما يکون باقياً و صالحاً له يوم يعيش و يقطع رجائه والصلاة والسلام علي خير سفرائه و رسله و افضل بريّته محمّد بن عبداللّه و آله الطيبين الطاهرين الّذين وصل الينا منهم أنّ خير ما يفعله الرجل بعده ثلاثة: ولد بارّ يستغفر له و سنّة خير يقتدي به فيها و صدقة تجري من بعده، و بالأخص ابنعمه و وصيّه بلا فصل الّذي علّمنا احکام الوقف والصدقة الجارية بل نفس الوقف والصدقة الجارية بقوله الکريم: هي صدقة بتاً بتلا في حجيج بيتاللّه و عابر سبيله لاتباع و لاتوهب و لاتورث فمن باعها او وهبها فعليه لعنةاللّه والملائکة والناس أجمعين لايقبلاللّه منه صرفاً و لا عدلاً (تهذيب، ج2، ص319)فأقول آخذاً منه عليهالسلام و تابعاً له و هو إمامي المنصوب من قبلاللّه و رسوله، صلياللّه عليه و آله، هادياً لي و لجميع المؤمنين بعد نبيّنا: هذا ما اوقف و قضي في ماله عبداللّه مسلم بن يوسف الملکوتي ابتغاءَ وجهاللّه في الدار الاخرة ليولج به الجنة و يصرف به عن النار و يصرف النار عنه يوم تبيض وجوه و تسود وجوه واللّه المستعان علي کل حال و لايحل لإمرء مسلم يؤمن بالله واليوم الآخر أن يغير شيءً مما اوقفت به في مالي و لايخالف فيه أمري من قريب و لا بعيد من ذيسلطة او سوقة فمن غيّرها عن وجهها او باعها بغير وجهها او وهبها او صرفها في غير وجهها وجهتها فعليه لعنةاللّه و اوليائه والملائکة والناس اجمعين و لايقبل اللّه منه صرفاً و لا عدلاً.و هذا تفصيل الموقوفات علي مصلي الامام في بلدة تبريز من الاعيان المنقولة و غير المنقولة علي ما تتلي و تبين. و بايد که معلوم باشد که اين اموال و املاک موقوفه از منقول و غير منقول لازم است فقط در احداث و بناء و تعمير مصلاي امام عيناً و يا منفعةً مصرف شود و استفاده از آنها در مصارف ديگر جايز نيست به هيچ وجه از وجوه.آن موقوفات به قرار ذيل است:اول: ميدان ترهبار که محتوي امور مذکور است:الف. ميدان ترهبار جديدالاحداث در زمين معروف به کشتارگاه قديم که داراي يکصد و هشتاد مغازه ميباشد و مساحت زمين مزبور چهارده هزار و هشتصد مترمربع است.ب. محوطه بزرگ براي استقرار وسائل نقليه سنگين وغيره و خودروها جهت تخليه بار و بارگيري تهيه و آماده شده است.ج. چهار انبار بزرگ در چهارگوشه ميدان براي نگهداري کالا و امتعه در نظر گرفته شده است و فعلاً از آنها بهرهبرداري ميشود.د. باسکول بزرگ که داراي درب ورودي از خارج ميدان، و درب خروجي به محوطه ميدان، و آماده بهرهبرداري است.هـ. دفتر براي اداره امور ميدان، با جميع تجهيزات لازم ثابت و متحرک.و. مسافرخانه براي استراحت رانندگان و مسافرين و مراجعين و واردين به ميدان و ضمناً مسافرخانه يادشده داراي محوطه مستقل غير از محوطه ميدان بزرگ است.ز. قهوهخانه جهت شام و ناهار و چايخوري.ح. خانه از براي اسکان محافظين و کارمندان ميدان تهيه شده است.ط. کل آنچه از براي ميدان ترهبار از تجهيزات در عصر حاضر لازم است، در اين ميدان آماده و مهيا شده است و نقشه همه آنها قبل از احداث ميدان و بعد از احداث بناء آن در بايگاني مصلاي امام خميني (ره) موجود است.ي. مسجد مردانه و زنانه در اين ميدان احداث شده است که داراي محوطه و وضوخانه ميباشد.در احداث و بناي اين ميدان اينجانب متحمل زحمات طاقتفرسايي شدهام و کسي به من در احداث آن کمکي براي خدا نکرد، بلکه به هر کس امور اين ميدان را محول کردم متوجه شدم که در فکر استفاده شخصي است. حتّي اين ميدان را خيال ميکردند که من از براي شخص خودم بنا ميکنم به همين سبب آن را به شخص اينجانب نسبت ميدهند در تبريز معروف به ميدان ترهبار آيتاللّه ملکوتي است در حاليکه مال شخص من نيست وقف کردهام به مصلاي امام و به هر حال معلوم باشد که نبايد اين ميدان فروخته شود، بلکه بايد منافع و عايدات آن بعد از مصرف در تعمير خود آن، اگر نياز به تعمير داشته باشد يا در نيازهاي ديگر در صورت نياز به آن، بقيه در احداث مصلاي امام صرف شود و بعد از احداث آن در نگهداري آن الي يومالقيامه صرف شود.خلاصه محتواي ميدان ترهبار مذکور به قرار ذيل است:1. يکصد و هشتاد دهنه مغازه؛ 2. انبار بزرگ چهاردهنه؛ 3. باسکول يک دستگاه؛ 4. محوطه استقرار وسائل نقليه سنگين و سبک جهت بارگيري و تخليه بار و خودروهاي مراجعين به ميدان؛ 5. مسافرخانه؛ 6. مهمانخانه؛ 7. دفتر ميدان؛ 8. محوطه مربوط به مسافرخانه و مهمانخانه؛ 9. خانه به جهت سکونت محافظين ميدان؛ 10. محل براي استقرار بانکها؛ 11. محل براي استقرار مخابرات؛ 12. مسجد مردانه وزنانه و درمانگاه؛ 13. وضوخانه؛ 14. ميدان در محلي واقع شده که سه طرف تمام آن خيابان و نصف طرف شرقي آن نيز خيابان ميباشد.دوم: پاساژ معروف به پاساژ مصلاي امام خميني واقع در خيابان جمهوري اسلامي است؛ پنج طبقه شامل و محتوي چهارصد و پنجاه دهنه مغازه ميباشد که همه مغازهها سکنه دارد، لکن متأسفانه بعضي از سکنههاي آن، که بايد سرقفلي بپردازند تا به حال وجه اجاره را هم مديون هستند، با اينکه سفته دادهاند و در بايگاني مصلاي امام خميني (ره) سفته آنها موجود است. اميد دارم انشاءاللّه موفق بشوند که قرض خودشان را پرداخت بنمايند.سيم: خانهاي که در مجاورت پاساژ مزبور خريدهام و مغازههايي در آنجا احداث نموده و جزء پاساژ مذکور قرار دادهايم. سند پاساژ و خانه مزبور در بايگاني مصلاي امام ميباشد.در ضمن بايد عايدات اين پاساژ و مغازهها پس از صرف در تعمير خود آن در احداث و بناء و تعمير مصلاي امام صرف بشود و فروش رقبه آن پاساژ قديم و جديد جايز نيست و اگر خدانکرده کسي اقدام به فروش آن بنمايد مشمول حکم بايع وقف خواهد شد و صرف عايدات آن در غير تعمير رقبه خود پاساژ و در غير احداث مصلاي امام، صرف در غير جهت وقف است به خدا پناه ميبرم از اين عمل غير مشروع!چهارم: گاراژ معروف به «گاراژ حرّ» که در برِ خيابان کمربندي واقع شده است، داراي محوطهبزرگ جهت استقرار وسائل نقليه سنگين و سبک که از براي تعمير به آنجا ميآيند يا از براي هدف ديگر ميخواهند در آن محوطه مستقر شوند، و در آن گاراژ، کارگاههاي متعدد براي تعمير ماشينهاي سبک و سنگين درست و تهيه شده است و وقف بر مصلاي امام است و به سکنه سابق «گاراژ اطمينان» تحويل دادهايم، پس سکنه اين گاراژ کساني هستند که قبلاً در گاراژ اطمينان مغصوب از «مسجد عليشاه» ساکن بودهاند و بابت کارگاههايي که در اينجا به آنها تحويل داده شده است، هيچگونه سرقفلي از آنها اخذ نشده است و بعضي از آنها مسلمان و بعضي از آنها از اقليتهاي مذهبي ارامنه هستند و فعلاً همه آنها بايد فقط بر طبق نظريه اداره اوقاف وجه اجاره پرداخت کنند و در احداث و بناء مصلاي امام صرف شود.اين گاراژ در سه طرف آن، کارگاه ساخته شده است و به مستأجرين مزبور تحويل داده شده، و طرف غربي آن که برِ خيابان کمربندي است، در آن طرف گاراژ مزبور، درب ورودي واقع شده است و دو قطعه زمين در دو طرف درب است و آن براي مهمانسرا پيشبيني شده است که همکف آن بايد تجاري و طبقات فوقاني، مهمانسرا و مسافرخانه ساخته شود و عايدات آن در احداث مصلاي امام صرف شود و ضمناً معلوم باشد که زيرزمين آنجا به دو نفر داده شده و يک مقداري هم از آن را ساختهاند.نبايد اين زمين به فروش برسد، بلکه بايد در آن محل تجاري ومهمانسرا ساخته شود و از سرقفلي آن و وجه اجارهاش در احداث مصلاي امام استفاده بشود.