۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۰, چهارشنبه

پيام تسليت حضرت آيت الله العظمي ملكوتي بمناسبت ارتحال آيت الله العظمي بهجت

خبرگزاری رسا ـ آیت الله العظمی مسلم ملکوتی با انتشار اطلاعیه تسلیتی رحلت آیت الله العظمی بهجت را تسلیت گفتند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، متن پیام تسلیت آیت الله العظمی مسلم ملکوتی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انّا لله و انّا الیه راجعون

در این ایّام که به مناسبت سالروز شهادت بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، جهان اسلام و خصوصاً شیعیان اهل بیت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله سوگوار بودند، داغی تازه بر دل مؤمنین نشست، خبر تأثر انگیز رحلت حضرت آیه الله بهجت رحمه الله علیه، آن عالم متّقی ، فقیه وارسته از زخارف دنیا، اسوه ی زهد و صبر و اشتیاق به لقاء الله، مصداق عینی آیه مبارکه الّذین هم فی صلاتهم خاشعون، موجب تألّم مضاعف مؤمنین گردید.
اینجانب در سوگ آن عالم بزرگوار و کریم به خداوند منّان پناه برده و به محضر مبارک بقیّه الله الاعظم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف، قاطبه ی علما و حوزه های علمیه و نیز مردم شریف تسلیت عرض می نمایم و از خداوند علوّ درجات برای آن مرحوم و صبر و اجر برای خاندان محترمشان مسئلت می نمایم.

مسلم ملکوتی

22 جمادی الاول 1430

حضور آيت الله العظمي ملكوتي در مراسم سوگواري آيت الله العظمي بهجت












۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۵, جمعه

دیدار استاندار قم با مرجع عالیقدر شیعه آیت الله العظمی ملکوتی

قم- دکتر ناظمی استاندار قم بهمراه جمعی از معاونین و فرماندار این شهر با حضرت آیت الله العظمی ملکوتی مدظله العالی دیدار و گفتگو کردند. ناظمی در این دیدار که در محل دفتر مرجع عالیقدر جهان تشیع صورت گرفت، گزارشی از روند جاری و برنامه های توسعه استان را بیان داشت.

برگزاری مراسم عزاداری حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

قم- مراسم سوگواری و عزاداری دخت گرامی رسول خدا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با حضور حضرت آیت الله العظمی ملکوتی دام ظله الوارف، اقشار مختلف مردم، علماء و روحانیون حوزة علمیة قم برگزار شد. در مجلس سوگواری شهادت بانوی دوعالم صدیقة کبری سلام الله علیها، تعدادی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت به مدیحه سرایی و بیان واقعه شهادت آن بانوی بزرگوار پرداختند.

۱۳۸۷ آذر ۱, جمعه

وقف نامه مصلای امام خمینی تبریز(موقوفات آیت الله العظمی ملکوتی)بخش اول


مسجد جامع خواجه تاج‏الدين عليشاه در تبريز که زماني‏به نام «ارک عليشاه» معروف بود و امروزه موسوم به «مصـلاي امام خمينـي (ره)» اسـت تاريخچه‏اي پرحادثه دارد. اين مسجد در اوايل قرن هشتم به دست خواجه عليشاه، وزير سلطان‏محمد خدابنده (اولجايتو)، در زميني به مساحت تقريبي ده هکتار به طرزي باشکوه بنا گرديد؛ سفرنامه‏نويسان و مورخيني که آن را از نزديک مشاهده کرده‏اند، مانند ابن‏بطوطه و ديگران، با تجليل بسيار از آن ياد کـرده‏اند؛ به تعبيـر محمود بن محمد آقسرائي، مؤلف کتاب مسامرة الاخبار، که آن را در 723هـ.ق تأليف کرده مي‏نويسد: «مسجد جامعي که تاج‏الدين عليشاه در تبريز اساس نهاده است غير از مسجد جامع دمشق مثل آن در جهان نيست.»(1)اين مسجد باعظمت حدود سيصد و پنجاه سال مرکز تجمع مؤمنين و نمازگزاران بود، امّا متأسفانه در سال 1045هـ.ق در حمله عثمانيها به تبريز آسيب ديد و قسمت اعظم آن ويران شد و پس از آن نسبت به تعمير و احياي آن اقدامي صورت نگرفت. اين بنا در عهد قاجار به قورخانه و محل نگهداري ابزار ومهمات جنگي تبديل شد و به‏تدريج به نام «ارک عليشاه» شهرت يافت. اين مکان شريف که روزگاري مديد جايگاه مناجات بندگان صالح خدا با معبودشان بود در دوران سلطه شاهان قاجار و خصوصاً دودمان منحوس پهلوي گاه به صورت مزبله وجولانگاه حيوانات و گاه به عنوان گورستان و در اواخر حکومت پهلوي با احداث ميخانه و مراکز عياشي به تفريحگاه و محل مي‏خواري و خوشگذراني تبديل شده بود.با پيروزي انقلاب اسلامي و برچيده شدن مراکز فساد، اين مرکز که به نام قلعه و ارک عليشاه در بين مردم شهرت يافته بود به صورت يک اثر باستاني متروک و بلااستفاده درآمد تا اينکه پس از انتصاب حضرت آيت‏اللّه‏ العظمی حاج شيخ مسلم ملکوتي از سوي امام خميني (ره) به امامت جمعه تبريز و نمايندگي امام در آذربايجان، معظم‏له که علاوه بر جایگاه رفیع علمي در زمينه‏هاي فقه و اصول و فلسفه، در زمينه تاريخ اسلام و ايران نيز اطلاعات گسترده‏ و وسیعی دارند اعلام نمودند که ارک عليشاه، ارک نيست، و همان مسجد جامع عليشاه است و بايد به صورت مسجد درآيد. ايشان مدعاي خود را از طريق مستندات تاريخي و نيز شواهد موجود از جمله محراب برجاي‏مانده آن اثبات نموده و پس از سيصد و پنجاه سال مجدداً اين مکان مقدس را به حال اوليه خود بازگرداندند و کتابي به نام مسجد مسجد شد در دو جلد شامل سير تاريخي و تحولاتي که در طول هفت قرن بر اين مسجد رفته است تأليف و منتشر ساختند. محل مزبور که 63 هزار مترمربع مساحت دارد و اينک مصلاّي امام خميني (ره) ناميده مي‏شود، محلّ برگزاري نماز پرشکوه عبادي سياسي جمعه است و طرحي براي احداث بناي آن در نظر گرفته شده است. منبع مالي اجراي اين طرح موقوفات فراواني است که آيت‏اللّه العظمی‏ ملکوتي در طول مدت چهارده سال اقامتشان در تبريز با همکاري برخي ادارات و نهادها و اشخاص خيّر تهيه نموده و پس از تملک، وقف بر مصلاي امام نموده اند. گفتني است با اينکه ايشان از سوی حضرت امام خميني (ره) اجازه خاص جهت صرف وجوهات شرعيه در اين زمينه داشتند، هيچ يک از موقوفات مزبور را از طريق وجوهات شرعيه تهيه نکرده‏اند. متن وقف‏نامه معظم له بدين شرح است:
بسم‏اللّه‏ الرحمن الرحيم
هو الواقف علي الضمائر والسرائرالوقوف علي حسب ما يوقفها اهلها. الحمدللّه‏ الّذي قدّر أن يصنع بني‏آدم عملاً لاينقطع بموته و يصل اليه في دار البقا اثره و ثوابه بعد فنائه و مکّنه من أن يدّخر في حياته من ماله ليومه الّذي لاينفع فيه مال و لا بنون و شرع له ان يجعل في داره الفاني ما يکون باقياً و صالحاً له يوم يعيش و يقطع رجائه والصلاة والسلام علي خير سفرائه و رسله و افضل بريّته محمّد بن عبداللّه‏ و آله الطيبين الطاهرين الّذين وصل الينا منهم أنّ خير ما يفعله الرجل بعده ثلاثة: ولد بارّ يستغفر له و سنّة خير يقتدي به فيها و صدقة تجري من بعده، و بالأخص ابن‏عمه و وصيّه بلا فصل الّذي علّمنا احکام الوقف والصدقة الجارية بل نفس الوقف والصدقة الجارية بقوله الکريم: هي صدقة بتاً بتلا في حجيج بيت‏اللّه‏ و عابر سبيله لاتباع و لاتوهب و لاتورث فمن باعها او وهبها فعليه لعنة‏اللّه‏ والملائکة والناس أجمعين لايقبل‏اللّه‏ منه صرفاً و لا عدلاً (تهذيب، ج2، ص319)فأقول آخذاً منه عليه‏السلام و تابعاً له و هو إمامي المنصوب من قبل‏اللّه‏ و رسوله، صلي‏اللّه‏ عليه و آله، هادياً لي و لجميع المؤمنين بعد نبيّنا: هذا ما اوقف و قضي في ماله عبداللّه‏ مسلم بن يوسف الملکوتي ابتغاءَ وجه‏اللّه‏ في الدار الاخرة ليولج به الجنة و يصرف به عن النار و يصرف النار عنه يوم تبيض وجوه و تسود وجوه واللّه‏ المستعان علي کل حال و لايحل لإمرء مسلم يؤمن بالله واليوم الآخر أن يغير شي‏ءً مما اوقفت به في مالي و لايخالف فيه أمري من قريب و لا بعيد من ذي‏سلطة او سوقة فمن غيّرها عن وجهها او باعها بغير وجهها او وهبها او صرفها في غير وجهها وجهتها فعليه لعنة‏اللّه‏ و اوليائه والملائکة والناس اجمعين و لايقبل اللّه‏ منه صرفاً و لا عدلاً.و هذا تفصيل الموقوفات علي مصلي الامام في بلدة تبريز من الاعيان المنقولة و غير المنقولة علي ما تتلي و تبين. و بايد که معلوم باشد که اين اموال و املاک موقوفه از منقول و غير منقول لازم است فقط در احداث و بناء و تعمير مصلاي امام عيناً و يا منفعةً مصرف شود و استفاده از آنها در مصارف ديگر جايز نيست به هيچ وجه از وجوه.آن موقوفات به قرار ذيل است:اول: ميدان تره‏بار که محتوي امور مذکور است:الف. ميدان تره‏بار جديدالاحداث در زمين معروف به کشتارگاه قديم که داراي يکصد و هشتاد مغازه مي‏باشد و مساحت زمين مزبور چهارده هزار و هشتصد مترمربع است.ب. محوطه بزرگ براي استقرار وسائل نقليه سنگين وغيره و خودروها جهت تخليه بار و بارگيري تهيه و آماده شده است.ج. چهار انبار بزرگ در چهارگوشه ميدان براي نگهداري کالا و امتعه در نظر گرفته شده است و فعلاً از آنها بهره‏برداري ميشود.د. باسکول بزرگ که داراي درب ورودي از خارج ميدان، و درب خروجي به محوطه ميدان، و آماده بهره‏برداري است.هـ. دفتر براي اداره امور ميدان، با جميع تجهيزات لازم ثابت و متحرک.و. مسافرخانه براي استراحت رانندگان و مسافرين و مراجعين و واردين به ميدان و ضمناً مسافرخانه يادشده داراي محوطه مستقل غير از محوطه ميدان بزرگ است.ز. قهوه‏خانه جهت شام و ناهار و چاي‏خوري.ح. خانه از براي اسکان محافظين و کارمندان ميدان تهيه شده است.ط. کل آنچه از براي ميدان تره‏بار از تجهيزات در عصر حاضر لازم است، در اين ميدان آماده و مهيا شده است و نقشه همه آنها قبل از احداث ميدان و بعد از احداث بناء آن در بايگاني مصلاي امام خميني (ره) موجود است.ي. مسجد مردانه و زنانه در اين ميدان احداث شده است که داراي محوطه و وضوخانه مي‏باشد.در احداث و بناي اين ميدان اين‏جانب متحمل زحمات طاقت‏فرسايي شده‏ام و کسي به من در احداث آن کمکي براي خدا نکرد، بلکه به هر کس امور اين ميدان را محول کردم متوجه شدم که در فکر استفاده شخصي است. حتّي اين ميدان را خيال مي‏کردند که من از براي شخص خودم بنا مي‏کنم به همين سبب آن را به شخص اين‏جانب نسبت مي‏دهند در تبريز معروف به ميدان تره‏بار آيت‏اللّه‏ ملکوتي است در حاليکه مال شخص من نيست وقف کرده‏ام به مصلاي امام و به هر حال معلوم باشد که نبايد اين ميدان فروخته شود، بلکه بايد منافع و عايدات آن بعد از مصرف در تعمير خود آن، اگر نياز به تعمير داشته باشد يا در نيازهاي ديگر در صورت نياز به آن، بقيه در احداث مصلاي امام صرف شود و بعد از احداث آن در نگهداري آن الي يوم‏القيامه صرف شود.خلاصه محتواي ميدان تره‏بار مذکور به قرار ذيل است:1. يکصد و هشتاد دهنه مغازه؛ 2. انبار بزرگ چهاردهنه؛ 3. باسکول يک دستگاه؛ 4. محوطه استقرار وسائل نقليه سنگين و سبک جهت بارگيري و تخليه بار و خودروهاي مراجعين به ميدان؛ 5. مسافرخانه؛ 6. مهمان‏خانه؛ 7. دفتر ميدان؛ 8. محوطه مربوط به مسافرخانه و مهمان‏خانه؛ 9. خانه به جهت سکونت محافظين ميدان؛ 10. محل براي استقرار بانکها؛ 11. محل براي استقرار مخابرات؛ 12. مسجد مردانه وزنانه و درمانگاه؛ 13. وضوخانه؛ 14. ميدان در محلي واقع شده که سه طرف تمام آن خيابان و نصف طرف شرقي آن نيز خيابان مي‏باشد.دوم: پاساژ معروف به پاساژ مصلاي امام خميني واقع در خيابان جمهوري اسلامي است؛ پنج طبقه شامل و محتوي چهارصد و پنجاه دهنه مغازه مي‏باشد که همه مغازه‏ها سکنه دارد، لکن متأسفانه بعضي از سکنه‏هاي آن، که بايد سرقفلي بپردازند تا به حال وجه اجاره را هم مديون هستند، با اينکه سفته داده‏اند و در بايگاني مصلاي امام خميني (ره) سفته آنها موجود است. اميد دارم ان‏شاءاللّه‏ موفق بشوند که قرض خودشان را پرداخت بنمايند.سيم: خانه‏اي که در مجاورت پاساژ مزبور خريده‏ام و مغازه‏هايي در آنجا احداث نموده و جزء پاساژ مذکور قرار داده‏ايم. سند پاساژ و خانه مزبور در بايگاني مصلاي امام مي‏باشد.در ضمن بايد عايدات اين پاساژ و مغازه‏ها پس از صرف در تعمير خود آن در احداث و بناء و تعمير مصلاي امام صرف بشود و فروش رقبه آن پاساژ قديم و جديد جايز نيست و اگر خدانکرده کسي اقدام به فروش آن بنمايد مشمول حکم بايع وقف خواهد شد و صرف عايدات آن در غير تعمير رقبه خود پاساژ و در غير احداث مصلاي امام، صرف در غير جهت وقف است به خدا پناه مي‏برم از اين عمل غير مشروع!چهارم: گاراژ معروف به «گاراژ حرّ» که در برِ خيابان کمربندي واقع شده است، داراي محوطهبزرگ جهت استقرار وسائل نقليه سنگين و سبک که از براي تعمير به آنجا مي‏آيند يا از براي هدف ديگر مي‏خواهند در آن محوطه مستقر شوند، و در آن گاراژ، کارگاههاي متعدد براي تعمير ماشينهاي سبک و سنگين درست و تهيه شده است و وقف بر مصلاي امام است و به سکنه سابق «گاراژ اطمينان» تحويل داده‏ايم، پس سکنه اين گاراژ کساني هستند که قبلاً در گاراژ اطمينان مغصوب از «مسجد عليشاه» ساکن بوده‏اند و بابت کارگاههايي که در اينجا به آنها تحويل داده شده است، هيچ‏گونه سرقفلي از آنها اخذ نشده است و بعضي از آنها مسلمان و بعضي از آنها از اقليتهاي مذهبي ارامنه هستند و فعلاً همه آنها بايد فقط بر طبق نظريه اداره اوقاف وجه اجاره پرداخت کنند و در احداث و بناء مصلاي امام صرف شود.اين گاراژ در سه طرف آن، کارگاه ساخته شده است و به مستأجرين مزبور تحويل داده شده، و طرف غربي آن که برِ خيابان کمربندي است، در آن طرف گاراژ مزبور، درب ورودي واقع شده است و دو قطعه زمين در دو طرف درب است و آن براي مهمانسرا پيش‏بيني شده است که همکف آن بايد تجاري و طبقات فوقاني، مهمانسرا و مسافرخانه ساخته شود و عايدات آن در احداث مصلاي امام صرف شود و ضمناً معلوم باشد که زيرزمين آنجا به دو نفر داده شده و يک مقداري هم از آن را ساخته‏اند.نبايد اين زمين به فروش برسد، بلکه بايد در آن محل تجاري ومهمانسرا ساخته شود و از سرقفلي آن و وجه اجاره‏اش در احداث مصلاي امام استفاده بشود.

وقف نامه مصلای امام خمینی تبریز(موقوفات آیت الله العظمی ملکوتی)بخش دوم

پنجم: مجتمع مسکوني حرّ که مرکب از بيست واحد مسکوني است و در شش طبقه قرار دارد و در پشت گاراژ حرّ واقع شده و فعلاً ساختمان آن به اتمام رسيده است.رقبه آن بايد فروخته شود و در احداث و بناء مصلاي امام صرف شود (إن‏شاءاللّه‏) اين مجتمع مسکوني حرّ را مثل گاراژ حرّ وقف کرده‏ام، با اين فرق که رقبه گاراژ و زمين واقع در جلو آن باقي باشند، از عايدات آنها در احداث مصلاي امام استفاده شود و از قيمت رقبه مجتمع مسکوني حرّ که سيصد ميليون تومان تخمين زده مي‏شود در احداث مصلاي امام استفاده شود.ششم: بجينگ که در زميني به مساحت پنج هکتار در کنار کمربندي جديد بنا شده است و همه دستگاه و ماشين‏آلات و وسائل خريداري شده و تنظيم نموده‏اند و يک حلقه چاه عميق متصل به قنات در آن محل باز احداث شده است و ساختمان خود کارخانه و خانه مربوط به آن، براي محافظين و دفتر و اطاق مدير و مهندسين همه آماده بهره‏برداري است. اين کارخانه و زمين آن و دستگاههاي مربوط و ساختمانهاي احداث‏شده در آن محل را وقف بر مصلاي امام نموده‏ام و قبض و اقباض اصالتاً و توليتاً به عمل آمده است و تغيير آن جايز نيست و بايد عايدات و منافع در احداث مصلاي امام به مصرف برسد. فمن غيّر منها شي‏ءً من وارث او سلطان او قاض او کاتب فقد باءَ بأثمه فيها و عليه لعنة‏اللّه‏ والملائکة والناس اجمعين و مدارک قطعات و دستگاه ماشين آلات بجينگ در بايگاني دفتر مصلاي امام موجود است.هفتم: زمين دفتر مصلاي امام و ساختمان در پنج طبقه در کوچه عيسي‏خان در نزديک مسجد کدخداباشي که آنها را وقف کرده‏ام به مصلاي امام خميني (ره) و قبض و اقباض اصالتاً و توليتاً حاصل شده است. ادارات و کارگاههاي مربوط به مصلاي امام از اين ساختمان مي‏توانند و جايز است استفاده بنمايند، از ماشين‏آلات و وسائل تحريريه و نقشه‏برداري و ساير دستگاههاي مهندسي موجود در آنجا که صورت ريز همه آنها در بايگاني مصلاي امام مي‏باشد، مي‏توانند از آنها در امور مربوط به احداث مصلاي امام استفاده کنند و مانعي نيست، اما در امور غير مربوط بهاحداث مصلاي امام به هيچ وجه استفاده از آن ساختمان يا از وسائل مربوط به آن جايز نيست و دفتر شوراي سياستگزاري ائمه جمعه، استقرار آن دفتر در آنجا عاريتي است و نبايد در آنجا مستقر باشد.هشتم: زميني در شهرستان سردرود که به شصت قطعه تفکيک شده که فعلاً در اختيار سيّد موفقي مي‏باشد. و به اعتبار مجاور بودن آن با باغ و کارخانه مشاراليه، ايشان و همچنين شهرداري سردرود از موضوع اطلاع دارند و پرونده آن در شهرداري موجود است به اعتبار اينکه زمين مزبور باغي بوده است که شهرداري تفکيک کرده و آقاي سيد موفقي از همه اين مطالب اطلاع دارند و منزمين تفکيک‏شده را به مصلاي امام خميني (ره) بعد از استجازه از امام (ره) وقف نمودم وکالتاً و توليتاً قبض‏واقباض به عمل آمد و بايد فروخته شود و قيمت آن در احداث مصلاي امام صرف شود.نهم: قطعه‏باغي در آبرساني جنب بيمارستان شمس به مساحت سي و شش‏هزار مترمربع مبتاع از حاج‏صمدي و ساير وراث ساوجبلاغي پس از خريداري، وقف به مصلاي امام خميني (ره) کردم. اصالتاً و توليتاً قبض و اقباض حاصل شده ابتياع اين باغ اسرار مگو دارد و پرونده قطور آن، بايگاني مصلاي امام خميني (ره) را زينت بخشيده است... به بهانه‏اي اين باغ بيست و شش ميليون توماني مصلاي امام به غارت رفته بود برگرداندم، اين موضوع باعث شد جمعي بي‏خبر از همه واقعيات را بر عليه من بسيج کردند. در هر حال اين قطعه باغ يا بايد رقبه‏اش فروخته شود و در احداث مصلاي امام صرف شود يا بيمارستاني احداث نموده منافع و عايدات آن در احداث مصلاي امام صرف شود.دهم: قطعه باغي در طرف مغرب خيابان آبرساني به مساحت دو هزار مترمربع از حاج صمدي و ساير وراث ساوجبلاغي خريده و به مصلاي امام وقف نموده‏ام، بايد به فروش برسد و در احداث مصلاي امام صرف شود.يازدهم: زمين شهرک امام خميني (ره)، قطعه اول آن زميني است به مساحت سيصد و پنجاه هکتار، آن را به مصلاي امام وقف کرده‏ام و قبض و اقباض اصالتاً و توليتاً حاصل شده است و وقفيت تمام شده. بايد تفکيک بشود و به فروش برسد و قيمت به‏دست‏آمده در بناء مصلاي امام به مصرف برسد و به هيچ وجه نبايد در مصارف ديگر مصرف شود. ضمناً معلوم شود که در ميان اين قطعه، مقداري زمين شخصي بود، مربوط به آقاي حاج محسن مارالاني، بعد از اينکه ما اين قطعه را به مصلاي امام وقف کرديم و يک نفر را براي رسيدگي به امور اين قطعه تعيين نموديم، آقاي مذکور پس از آنکه از موضوع وجود زمين شخصي در وسط قطعه مذکور مطلع شد، آن زمين شخصي را از مارالاني براي خودش و کسان منسوبين خود خريد. در صورت امکان با تحصيل رضايت صاحبان آن زمينهاي شخصي، بهتر است از آنها خريداري شود تا اينکه تمام شهرک، مربوط به مصلاي امام شود و اگرنه در نقشه‏برداري شهرک مصلاي امام کارشکني خواهند کرد کما اينکه در نقشه تهيه‏شده از اين قطعه در سابق اين عمل را انجام داده‏اند و نقشه مذکور در بايگاني مصلاي امام موجود است و اين قطعه متصل به اراضي روستاي کرکج و از آق درّه شروع مي‏شود تا آسياب خرابه که در وسط قطعه واقع مي‏شود و منتهي به اراضي مزروعه بارنج مي‏گردد و مقداري معتني‏به از اين قطعه را بعضي افراد گرفته و کارخانجات شخصي در آنجا بنا کرده‏اند و همه اين حدود و خصوصيّات در نقشه بايگاني مصلاي امام مشخص مي‏باشد.دوازدهم: قطعه دوم [زمين شهرک امام خميني (ره)] به مساحت بيست و پنج هکتار است، مشرف بر جاده تبريز ـ تهران و در يک طرف متصل به دانشگاه آزاد اسلامي و قطعه اول از طرف جنوب متصل به جاده تبريز ـ تهران، قطعه‏اي بسيار مرغوب و مناسب براي احداث غرفه‏هاي تجاري ومدارس و ادارات و مؤسسات دولتي و شخصي است و در فاصله بين دانشگاه آزاد اسلامي و جاده تبريز ـ تهران واقع شده است اين قطعه را پس از تملک به مصلاي امام وقف کردم و قبض و اقباض شرعي معتبر در لزوم وقف حاصل شد، فمن بدّله بعد ما سمعه فعليه اثمه و اين قطعه مثل قطعه اول بايد تفکيک شده و به فروش برسد و در احداث مصلاي امام، ان‏شاءاللّه‏، مصرف بشود.سيزدهم: قطعه سوّم [زمين شهرک امام خميني (ره)] پانصد و پنجاه هکتار زمين است که از منتهي‏اليه قطعه اول شروع مي‏شود و به آرپادرّسي و جاده اهر به تبريز منتهي مي‏شود ونقشه‏برداري هم شده است و از وزارت مسکن کتباً مجوز اخذ شده است، نه براي فروش، بلکه براي جنگل‏کاري و احداث کارخانجات. پس از طي مراحل قانوني آن را باز وقف به مصلاي امام کرده‏ام که از عايدات آن در احداث مصلاي امام استفاده شود (تملک اين قطعات با حق تحجير انجام شده است.)چهاردهم: قطعه چهارم [زمين شهرک امام خميني (ره)] زميني است به مساحت پنج هکتار از اراضي روستاي کرکج معروف به ساري زمي و داراي ساختمان انبار بزرگ است که وسائل ساختماني و لوازم مصلاي امام در آن انبار قرار داده مي‏شود اطاقهايي براي محافظين و متصدي انبار در آنجا ساخته شده و يک حلقه چاه عميق دارد، با قباله عادي به واسطه آقاي مرتضي چايچي خريداري شده است و متصل به نمايشگاه دائمي بزرگ تبريز است و جناب آقاي لاهوتي هم اطلاع کامل دارند و اين قطعه زمين را با چاه عميق واقع در آن و همچنين انبار بزرگ و اطاقهاي محافظين را پس از خريداري وقف کردم به مصلاي امام و قبض و اقباض حاصل شده است و سند اين قطعه مثل اسناد قطعات سابق در بايگاني مصلاي امام موجود است و تغيير و تبديل وقف‏نامه اينها و استفاده از اينها در غير جهت وقف به هيچ وجه جايز نيست.پانزدهم: يک باب خانه در محله شنب غازان که مالک سابق آن خانه، آن را به مصلاي امام وقف کرده است و توليت آن خانه را به عهده اين‏جانب قرار داده است، من هم قبول کردم و براي اينکه وقفيّت شرعاً تمام و منجز شود خانه را تحويل گرفتم و به خود واقف اجاره دادم و در هر ماه علاوه از وجه اجاره به خود واقف از حيث معاش کمک مالي هم مي‏رسانم.شانزدهم: يک باب خانه در سردرود از براي سکونت روحاني آن شهرستان ساخته شده است. زمين آن خانه از آنِ مصلاي امام مي‏باشد و در شهرداري آن شهر، اسناد و مدارک موجود است، ولکن ساختمان آن را مقداري من کمک کرده‏ام و مقداري ديگر را اجازه داده‏ام کساني ديگر از وجوه خيريّه صرف کرده‏اند و حسينيّه نيز در آن خانه ساخته شده است و آن خانه نبايد فروخته شود و بايد هميشه محل سکونت روحاني آن شهرستان باشد و تعميرات آن خانه هم بايد از طرف مصلاي امام تأمين بشود و صيغه وقف آنجا را به همين شرايط اجراء کرده‏ام.هفدهم: يک باب خانه در شهرستان الخيچي که در آن شهر معروف است به خانه مسجد و مقصود از مسجد، مسجدي است که در آن شهر ساخته شده است و در آن شهر قبل از انقلاب اسلامي مسجدي نبود و اين خانه را به مصلاي امام وقف کرده‏ام جهت اسکان روحاني که در آنجا اقامه نماز پنج وقت را بنمايد و فعلاً جناب آقاي شکوهي در آن خانه ساکن است.هجدهم: يک باب خانه مسکوني در محله کوچه باغ که مالک سابق آن خانه، آن را به مصلاي امام وقف کرده است و توليت آن را به اين‏جانب قرار داده و قبض و اقباض شرعي هم حاصل شده است و سند آن در بايگاني مصلاي امام موجود است.نوزدهم: يک باب خانه مسکوني در شهرستان ممقان که فعلاً امام جمعه آن شهر در آن خانه ساکن است و آن خانه از پول مربوط به مصلاي امام تبريز ساخته شده است و امام جمعه در مقابل آن پول چک داده بود، بعد آمد گفت: متمکن از پرداخت پول نيست، مصلاي امام خانه را در عوض پول قبول کند و هيأت امناي مصلاي امام همان کار را کرد، لکن زمين آن خانه مربوط به مصلاي امام نيست، قيمت زمين بايد از طرف مصلاي امام پرداخته شود.بيستم: اعيان خانه در شهرستان گوگان که زمين آن خانه مربوط به اداره اوقاف است و فقط، مصلاي امام اعيان آن خانه را ساخته است.بيست و يکم: روستاي سيسان استيجاري از اولاد ذکور خواجه دمشق امير چوپاني که موقوف‏عليهم روستاي مزبور هستند و مصلاي امام و کميته امداد، روستاي مزبور را از موقوف‏عليهم اجاره کرده است به مدت نود و پنج سال و دو حلقه چاه عميق در آن احداث کرده‏اند بعلاوه تعمير چاه عميق قديم و خريد موتور از براي آن و دو دستگاه تراکتور جهت زراعت روستاي مزبور خريداري کرده‏ايم و مدت دو سال خود مصلاي امام و کميته امداد امام مزارع آن را اداره کردند. پس از دو سال اداره کشاورزي اقدام به احياء باغات و مزارع آنجا نمود و مدتي هم چند نفر مهندس در آن مشغول به کار شدند و خوب هم کار جلو مي‏رفت. متأسفانه سپاه پاسداران دست بر روي مزارع و باغات گذاشت و در سال اول به يازده ميليون اجاره کردند ولکن صرف مقاوله شد. تا به حال نه به مصلاي امام و نه به کميته امداد امام و نه به موقوف‏عليهم هيچ چيزي پرداخت نکرده‏اند و بايد شرعاً نسبت به همه سالهاي گذشته اجرت مثل بپردازند و باز تصرفات آنها در آن روستا که وقف به اولاد ذکور است مشروع نيست، بايد اگر خواستند اجاره بنمايند و چاه عميقها هم مربوط به مصلاي امام و کميته امداد امام است، تصرف در آنها جايز نيست و از همه اين مطالب، جناب آقاي حاج احد پنجه‏شکار اطلاع کامل دارند، به اعتبار اينکه خود ايشان بود که از طرف جناب آقاي اسدي، فرمانده سپاه، به نزد من آمدند و پيشنهاد کردند که روستاي مزبور به سپاه واگذار بشود و من به ملاحظه بعضي جهات، ديدم صلاح همين است ولکن متأسفانه وجه اجاره را پرداخت نکردند.